
چه کسی فکر می کرد آن چهره ی مظلومی که برق تهران را مربی گری می کرد، روزی تبدیل به بهترین و پرافتخارترین سرمربی ایرانی بشود؟
هیچ کس تصورش را نمی کرد جز خود او! با اعتماد به نفس، مهارت و پشتکار فراوان نردبان ترقی را پله به پله طی نمود تا این که تنها بعد از چند سال سقف فوتبال ایران را لمس کرد. او اکنون در ایران بی رقیب است. به چنان افتخاراتی دست پیدا کرده که همگان، حتی هواداران تیم های حریف او را بزرگترین مربی ایرانی می دانند اما بسیاری آن قدر شجاع نیستند که برتری بی چون و چرای او را باور کنند. کسی چه می داند، شاید چشم دیدنش را ندارند؟
اما به راستی چه شد که این مرد به این درجه رسید؟
به سابقه ی درخشان او رجوع می کنیم. از دوران حرفه ای اش که بگذریم او مربی گری را در کشاورز آغاز کرد. اولین تجربه ی مربیگری آن هم در یک تیم نه چندان مدعی مطمئنا نتیجه ی جالبی نخواهد داشت. ژنرال سپس هدایت برق تهران را برعهده گرفت. همین تیم برق می توانست با اندکی خوش شانسی پرسپولیس تا دندان مسلح را در جام حذفی مغلوب خود سازد. هر چند که برق نتوانست از عهده ی این کار برآید اما آن روز همه فهمیدند که با یک چهره ی جدید رو به رو هستند. کسی که حرف های زیادی برای گفتن دارد.
تیم هایی که ذکر شدند هیچ کدام در آن مقطع در لیگ برتر نبودند. پس استقلال اهواز را می توان اولین تجربه ی لیگ برتری ژنرال دانست. قلعه نویی در استقلال اهواز با این که نتایج جالبی کسب نکرد اما به علت بازی ها خوب این تیم با اعتماد تیم مدیریتی استقلال اهواز مواجه شد و در تیم ماند. سرانجام توانست در آخرین بازی فصل تیم خوزستانی را در لیگ نگه دارد.
پایان این فصل مواجه شد با استعفای منصور پورحیدری از سمت سرمربی گری تیم استقلال. در آن برهه که هنوز تیم ها آرایش فصل قبل خود را داشتند امیر قلعه نویی به عنوان سرمربی موقت استقلال در جام حذفی انتخاب شد و توانست با بازی هایی به یادماندنی و درایت خود استقلال را به مقام قهرمانی جام حذفی در فصل۸۱-۸۰ برساند.
نتایج او مسئولان استقلال را مجاب نکرد که او را به عنوان سرمربی حفظ کنند و او با رد پیشنهاد دستیار سرمربی بودن از استقلال تهران جدا شد. بعد از مدتی دوباره سر از استقلال اهواز درآورد و هدایت این تیم را برای یک نیم فصل برعهده گرفت.
در فصل جدید یعنی فصل ۸۳-۸۲ امیر قلعه نویی به عنوان سرمربی استقلال انتخاب شد. انتخاب شدن او به عنوان سرمربی استقلال مصادف با کوچ دسته جمعی بازیکنانی چون موسوی، طباطبایی، بختیاری زاده و … شد. از این رو قلعه نویی که در آن زمان کم تجربه و جوان بود دست به اقدام شجاعانه ای زد و تغییر نسل عمده ای را در استقلال ایجاد کرد. تغییر نسلی که اسنقلال هنوز که هنوز است از آن سود می برد. او با اضافه کردن نفراتی چون امیر حسین صادقی، وحید طالب لو و غلامرضا عنایتی چهره ی تیم را متحول کرد. قلعه نویی در سال های اول و دوم علی رغم بازی های فوق العاده ای که استقلال به نمایش گذاشت و تا هفته های پایانی هم مدعی اصلی قهرمانی بود نتوانست این عنوان را کسب کند. بالاخره امیر قلعه نویی در سال سوم توانست استقلال را به مقام قهرمانی لیگ برتر برساند. خط حمله ی آتشین استقلال، خط دفاع منسجم و هماهنگ و کارآمدی خود ژنرال از عوامل این قهرمانی بودند. شایان ذکراست استقلال در دو سالی هم که از کسب عنوان قهرمانی بازماند از آمار گلزنی فوق العاده ای برخوردار بود.
سه فصل درخشان قلعه نویی در استقلال، مسئولین فدراسیون فوتبال را مجاب کرد تا او را به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کنند.او در تیم ملی جانشین «برانکو» شد که اتفاقا کارنامه ی خوبی هم داشت. تیم ملی دوره ی قلعه نویی را همه با جام ملت ها به یاد می آورند جایی که در مرحله ی یک چهارم تیم ایران در عین شایستگی در ضربات پنالتی مقابل کره جنوبی مغلوب شد و نتوانست به مراحل بالاتر صعود کند. نامهربانی فدراسیون در مقابل ژنرال به اوج خود رسید و علی رغم بازی های خوبی که از تیم ملی دیدیم او از سمتش برکنار شد.
بعد از برکناری از تیم ملی به مس کرمان رفت و یک نیم فصل موفق را سپری کرد. سپس به مانند دوره ی اول حضورش در استقلال در اواخر فصل به تیم آمد و هدایت آن را در نیمه نهایی و فینال جام حذفی برعهده گرفت. درست مانند همان دوره ی اول تیم را به قهرمانی رساند و بار دیگر شادی را به استقلالی ها بازگرداند. به گونه ای که دیگر بین هواداران استقلال به عنوان یک چهره ی همیشه قهرمان از او یاد می شد.
این بار پس از قهرمانی در جام حذفی او در تیم ماندگار شد. در فصل ۸۸-۸۷ که بی شک یکی از بهترین و هجومی ترین استقلال های دهه را شاهد بودیم استقلال توانست با اتفاقاتی دراماتیک در مشهد به قهرمانی جام حذفی برسد. استقلال در مقطعی از این فصل عنوان دومین خط حمله ی جهان را نیز به دست آورد. حضور آرش برهانی در پیکان حمله و خلاقیت های بی حد و حصر جباری و جانواریو از دلایل این امر بود. قهرمانی این فصل هم بسیار خاطره انگیز بود. رقابت شانه به شانه با ذوب آهن، شاهکار فولاد و مجید جلالی، پنالتی از دست دادن آرش و گل زیبای جانواریو را که به یاد دارید؟
پس از پایان این فصل به دلیل اختلاف با واعظ آشتیانی ژنرال از تیم جدا شد و به سپاهان پیوست و توانست دو سال موفق را در آن جا سپری کند. قهرمانی در دو دوره ی متوالی کار هر کسی نیست!
پس از سپاهان او سر از تراکتور در آورد و تیم تازه سرو سامان گرفته ی تبریزی که فقط گاهی اوقات آن هم در خانه نتیجه ی خوب می گرفت را به مدعی قهرمانی بدل کرد اما نتوانست در هفته های آخر به تیم سابق خود برسد و سپاهان بار دیگر قهرمان شد.
بعد از سه سال دوری از خانه، وقت آن بود که ژنرال بار دیگر به استقلال برگردد. سال گذشته او توانست قهرمانی را بعد از چهار سال برای استقلال به ارمغان بیاورد و بار دیگر نشان دهد که او به هر کجا پا بگذارد گلستان می شود.
تا پارسال خیلی ها پاشنه آشیل ژنرال را مسابقات لیگ قهرمانان آسیا می دانستند ولی باز هم ژنرال جواب خوبی به منتقدان داد و با قرار گرفتن در بین چهار تیم پایانی ثابت کرد او پاشنه آشیلی ندارد و در همه ی مسابقات تیم هایش خوب و قوی ظاهر می شوند.
خلاصه این که هر انتقادی از او می شود در اکثر مواقع بی اساس است. یک بزرگی می گفت وقتی به کار شما زیاد ایراد می گیرند بفهمید در مسیر درست قرار دارد. این دقیقا همان حال ژنرال است. ساده ترین کارهای او با نقد های نامنصفانه رو به رو می شود. در بازی بعضی تیم ها هواداران او را مورد توهین قرار می دهند و تیم های سابقش زحمات او را با فحاشی پاسخ می دهند. به او انگ مافیا بودن می زنند در حالی که این هواداران بی انصاف گویا از تیم های خودشان خبر ندارند. این ها یعنی ژنرال و تیمش در مسیر درست هستند و همه ی قله ها را فتح می کنند.
او از آن بنّاهایی نیست که هر جا برود به صد کامیون مصالح مرغوب احتیاج داشته باشد.مصالح او گاهی ناقص اند، گاهی کم شمارند و حتی گاهی کیفیت مناسب ندارند اما ژنرال ازآجر های ترک خورده و تیرآهن های زنگ زده هم بنای قهرمانی می سازد. چون او ژنرال است!
از ژنرال هر چه بگوییم کم است. باید در وصف او رسالات و مقالات نوشته شود. از سختگیری ها و عطوفت هایش، از تهاجم های تدافعی و دفاع های هجومی اش و از همه مهمتر از افتخارات فراوانش باید گفت. جای حرف زیاد است. او کسی است که فوتبال ایران به او احتیاج دارد. فوتبال ایران از سرهنگ ها و شهریار ها و مهندس ها پر است. این فوتبال ژنرال می خواهد و بس!